حضورغیاب، صله رحم مجازی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «این روزها که میگذرد جور دیگرم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی و مهدی ای که من شناختم... و اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست و رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند و قلب ها را بود آیا که عیاری گیرند و کاش این دل مزده را خدا جان می داد و این روزهای قابل تامل و زآن پیشتر که عالم فانی شود خراب و فرزندانی به دنیا بیاورید که خواب را بر دشمنان خدا زهر کنند و زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، مارا به جام باده ی گلگون خراب کن و کودکان تنها، موانعی که حیثیت مانع بودن ندارند و اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت حضورغیاب، صله رحم مجازی دسترسی پیدا کنید

برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی

سلام میوه ی جانم. خبر نداری مادر... نمی دانی چقدر دوستت دارم... چقدر دعا کردم برایت، قبل آمدنت ، حین امدنت، و پس از آن و گمان می کنم علی الدوام دعاگوی تو باشد دل عاشقم. گفتم عشق، و تو عشق را نخواهی دانست که چیست جز آن زمان که در معجزه اش غافلگیر شوی... این عشق نه از آن عبارات لوس و لوث و نخ نمایی است که هوسبازان مگس صفت، از آن می گویند و  عرض خود می برند و زحمت ما می دارند... بدون شک این عرصه ی سیمرغ است. و این عشق شمه ای از داستان عشق شورانگیز خالق به مخلوق است که چون مرا به والدی برگزید جریانی از خلیفه الهی به سوی من روان کرد به نام مادری و قلب مرا از چیزی از جنس عشق خودش مالامال کرد نسبت به تو... تو نه کمی، نه گمی.. تو ارزشمندی، بسیار بیشتر از آنکه بخواهی به آب و رنگ و خال و خط دنیا فریفته شوی... گرانبهاتری از اینکه خود را به چیزی کمتر از ذات اقدس اله بفروشی... و این شعار نیست... ا...

ادامه مطلب

مهدی ای که من شناختم...

اشنایی من با شما به کودکی ام و روز های جمعه و نیمه شعبان ها و رودخانه ی زهره برمیگرده، به نامه هایی که اونجا برای تو می انداختم. ای بی نیاز از من، ای کسی که من به درک ساحت تو قدم نمی رسه. ای کسی که از دم مسیحایی تو دل های مرده زنده شدند...  عقل من فراتر از انچه خوندم و شنیدم به شهودی نرسیده. نیازمند کمک هستم. برای این امر شما رو میشناسم. سبب المتصل بین الارض والسما... خدا هم و غم رو از ما به واسطه ی شما بر میداره. چه کنم... استدعا میکنم به کرم و لطف خودتون ذنوبی که بین من و خدا هست رو یک جوری رفع و رجوعش کنید. نسخه ی اشفته ی دیوان عمر من اگر اشفته و خط و املا و انشا غلط بخواد باقی بمونه من چکار باید بکنم؟ نمیخوام غلط بکنم بعد فلسفه بافی کنم که چنین و چنان... از غلط کردن مصونم کن، حد شعور من امروز که در اضطرار و استیصالم، اینه، بی ادبی تلقی نکنید این سطح شور رو، از این شعور منبعث شد...

ادامه مطلب

اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست

بچه آینه ایه که بدجور توش خودتو می بینی، دقیق و موشکافانه موهارو از ماست وجودت می کشه بیرون... خدایا من چه کاره بودم قصه رو میدونی از آغاز تا پایان لطفا دست ناتوان منو عامل مخدوش کردن لوح پاکش قرار نده نه دست من که هیچ دستی رو... بگیر تربیتش کن بپذیر به خیر بگذره این امتحانات ...

ادامه مطلب

رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند

دلم گرفته برای زهرا دوستم که مادرش توی آی سی یو در اغماست دوستی که با گریه گفت التماس دعا لطفا دعا بفرمایید دیگه نیازمند فاتحه های شماییم... ...

ادامه مطلب

قلب ها را بود آیا که عیاری گیرند

تالیف قلوب کار خداست، اینکه من مدتهاست کوشیدم ولی عقل و مسیر کوششم یارای رساندنم به منزل الفت رو نداشتند، مقوله ی دردناکیست... مفتاح قلوب دست خداست، کلید قلب ها چطور؟ ...

ادامه مطلب

کاش این دل مزده را خدا جان می داد

برای دلم چکار کنم!؟ رلهی برای زنده شدنش میخوام، زنده شدن، زنده ها... زنده و تپنده(ط/ت؟) اصل مساله من انگار همین دله...

ادامه مطلب

این روزهای قابل تامل

از مرگ جدی تر گرفتیمش، عینی و ملموس تر، حدود بهداشتی رو از حدود حق الناس و حدود خدا بیشتر رعایت می کنیم. کاش بجای شدت دادن به حس حب نفس، به خشوع می رسوند ما رو این وضعیت . همونایی که حق ضایع می کردن، ...

ادامه مطلب

زآن پیشتر که عالم فانی شود خراب

بیدارم کن بگو همه اش خواب بوده است، بگو یک بار دیگر فرصت داری از نو بنویسی، با عقل پخته ی کامل، با قلب خاشع سلیم......

ادامه مطلب

فرزندانی به دنیا بیاورید که خواب را بر دشمنان خدا زهر کنند

لطفا، تا دلهایتان داغدار است، از خدا بخواهید به همه ی مان فراتر از فراتر از لیاقتمان، فرزندانی بدهد که هریک از آنها به تنهایی خار در چشم دشمن بشوند و خواب را بر دشمن کابوس تلخ پریشان کنند....

ادامه مطلب

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، مارا به جام باده ی گلگون خراب کن

اساسا آدم ها دو دسته ان: اونهایی که به نیازهای اساسی خودشون در مسیر رشد و کمال عالم هستند و اونهایی که به این نیازهایی که گفتیم عالم نیستن حالا دسته ی اول خودشون دوگروه میشن؛ اونهایی که به علم شون عمل...

ادامه مطلب

کودکان تنها، موانعی که حیثیت مانع بودن ندارند

کاشکی کوچه ها پر بشن از سروصدای بازی بچه ها. خونه ها برای دویدن و سروصدا کردن چند طفل جای کافی داشته باشن و از هزارجور وسیله بیخود و با خود پر نشده باشن. توپ جای خودش رو از بسیاری اشیا قیمتی و شکنند...

ادامه مطلب

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

مادر مثل هوا می مونه، دائم در هوای محبت خالصانه و بدون توقعش نفس کشیدی، گاهی حتی از همه بیشتر بهش اعتماد داری بدون اینکه بفهمی و بدانی... اونقدر در این هوایی که گاهی ممکنه فراموشش کنی، تا اینکه نفست تنگ بشه از مدتی دریافت نکردنش... اگر به عقب برگردم، حددداقل تواضعم در برابرت هزار چندان میشه مادرم... +شاید شبیه ترین آغوش به آغوش خدا بعد از آغوش رسول الله و امام زمان، آغوش مادر باشه... ...

ادامه مطلب

این قافله ی عمر عجب می گذرد

از گذر ایام راصی هستین؟ بذارین بهتر بپرسم از آنچه تا امروز زیسته اید راضی هستید؟ خوب زندگی کردین؟ چه شادی ها چه غم ها چه ابتلائات چه ... در مجموع برآیند بردار عمرتون راضی تون میکنه؟ ا ز ایده آل تون چقدر فاصله دارین؟ برنامه ای برای رسیدن بهش دارین؟ به همون خود و زیستن ایده آل تون...

ادامه مطلب

از ماست که بر ماست

شیوه های غلط مردم در تعاملات زن و مردی، بدلیل لطافت روحی جسمی زن، و استراتژیک بودن موقعیت زن، زن را بیشتر در معرض تضییع حقوق ش قرار می دهد. جنبش فمینیسم یک جنبش حکیمانه برای روشن ساختن راه درست از منبع حقایق و علم در دل غلط های مصطلح اجتماع نبوده، بلکه پناهندگی ای بوده به دامن هیچ، مثل فرار در اضطرار و از سر استیصال، از چاله به چاه افتادنی تاریخی......

ادامه مطلب

اینطور ترجیح داده

مخترع یه مدل رآکتور بود، مثل اکثر نوابغ که بی بها میشن ول میکنن بعد از ادای سهم دین خودش ول کرد، ولی نرفت، موند، ازدواج کرد، مادر شد و به فکر طی کشیدن پله های ترقی مدرن (شاغل شدن و پول درآوردن زن و ...)نیست. داره با محکم بسیار کسب علم و معرفت میکنه....

ادامه مطلب

چاره ی ما ساز که بی یاوریم

الهی لا تکلنی علی نفسی طرفه عین ابدا... توی فکر کردنم تنهام نذار خدا، حل این مسأله با فکر خطا نتوان کرد. فکرم به اینکه دستش رو بگیری ببری نیاز داره....

ادامه مطلب

آنکه یافت می نشود، آنم آرزوست

این روزها دارم به عینه می بینم آدم ها رو که در نابود کردن خودشون از هیچ تلاشی قصور نمی کنن. با این خیال خام که دارن از خودشون حمایت می کنن و برای خودشون و رشد خودشون تلاش. اولئک الذین ظل سعیهم... سخته واقعا پیدا شدن چند آدم خالی از گره های شخصیتی و ض...

ادامه مطلب

زآن پیش تر که عالم فانی شود خراب، ما را به جام باده ی گلگون خراب کن

عیسی دمی کجاست، که احیای ما کند؟ حافظ ...

ادامه مطلب

خوشا راهی که پایانش تو باشی

خدایا شکرت... داشتم مرور می کردم گذشته های نه چندان دورم رو. پنج شش سال پیشم رو. گذشته های دورترم رو، ده دوازده سال پیشم رو. حتی دست نوشته های هفت سالگیمو! خدایا هیشکی، هیشکی از کمک تو بی نیاز نیست. هیشکی، هرگز، نمی تونه به اتکا به علم و دانش و هنر و توانایی خودش بدون توکل به تو زندگی کنه. زندگی منظورمه، نه زندگی... من آن توام مرا به من باز مده......

ادامه مطلب

خرم آن لحظه که مشتاق به یاری برسد

کربلا نیاز دارم. زیاد......

ادامه مطلب

این روزها

حال این روزها که نوشتنی نیست......

ادامه مطلب

فراق یار نه آن می کند که بتوان گفت

مثل اینکه خیلی وقته که غافلم از فراق یار......

ادامه مطلب