حضورغیاب، صله رحم مجازی

متن مرتبط با «ای تو بهانه واسه بودن» در سایت حضورغیاب، صله رحم مجازی نوشته شده است

اوج باید گرفت

  • نیلوبلاگ

    یه چیزی ته قلبم میگه نه، نشد. نباید اینطوری میشد... میگه گناه من گردن توئه... تو حواست نبود مراقب نبودی... باید بالاتر پرواز می کردی... توی این ارتفاع کم مضمحل میشم من بخوانید...

    ادامه مطلب
  • برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی

  • نیلوبلاگ

    سلام میوه ی جانم. خبر نداری مادر... نمیدانی چقدر دوستت دارم... چقدر دعا کردم برایت، قبل آمدنت ، حین امدنت، و پس از آن و گمان می کنم علی الدوام دعاگوی تو باشد دل عاشقم. گفتم عشق، و تو عشق را نخواهی دانست که چیست جز آن زمان که در معجزه اش غافلگیر شوی... این عشق نه از آن عبارات لوس و لوث و نخ نمایی است که هوسبازان مگس صفت، از آن می گویند و  عرض خود میبرند و زحمت ما می دارند... بدون شک این عرصه ی سیمرغ است. و این عشق شمه ای از داستان عشق شورانگیز خالق بهمخلوق است که چون مرا به والدی برگزید جریا...

    ادامه مطلب
  • از گوشه ای برون آی

  • نیلوبلاگ

    کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایت به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت تهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت چگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایت هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایت هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟ که عشق را همه جان دادن است اوج و...

    ادامه مطلب
  • دلم گرفته ای دوست

  • نیلوبلاگ

    من میدونم اصلا و ابدا اونی که تو میخوای نبودم و نیستم. منم ببخش. این طفل رو همونطور که در امدنش کفایت جردی، در بودن و ماندن و رفتنش هم کفایت کن... جوری کفایت کن که سربلند روزگار باشه. روسپید دنیا و عقبی باشه... حفظش کم...من بلد نیستم... نمیدونی چقدر دلم گرفته... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • مهدی ای که من شناختم...

  • نیلوبلاگ

    اشنایی من با شما به کودکی ام و روز های جمعه و نیمه شعبان ها و رودخانه ی زهره برمیگرده، به نامه هایی که اونجا برای تو می انداختم. ای بی نیاز از من، ای کسی که من به درک ساحت تو قدم نمی رسه. ای کسی که از دم مسیحایی تو دل های مرده زنده شدند...  عقل من فراتر از انچه خوندم و شنیدم به شهودی نرسیده. نیازمند کمک هستم. برای این امر شما رو میشناسم. سبب المتصل بین الارض والسما... خدا هم و غم رو از ما به واسطه ی شما بر میداره. چه کنم... استدعا میکنم به کرم و لطف خودتون ذنوبی که بین من و خدا هست رو یک ج...

    ادامه مطلب
  • تنها تو

  • نیلوبلاگ

    "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ بخوانید...

    ادامه مطلب
  • هر بلایی کز تو اید رحمتی ست

  • نیلوبلاگ

    ۲ابان وقتی فهمیدم باردارم همه عزمم رو جزم کردم که ناسپاس نباشم مثل دفعه ی قبل، اینه زیباتر از همیشه نشونم میداد، از اعماق دلم برای زینب خوشحال شدم و سپردم خودم رو به همون کسی که باید... اگرچه از دستش دادم ولی دلگرمم به کلام خود خدا وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْض. ای انکه میتوانی و میدانی، بشنو از دلم... بخوانید...

    ادامه مطلب
  • اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست

  • نیلوبلاگ

    بچه آینه ایه که بدجور توش خودتو می بینی، دقیق و موشکافانه موهارو از ماست وجودت می کشه بیرون... xa0 خدایا من چه کاره بودم قصه رو میدونی از آغاز تا پایان لطفا دست ناتوان منو عامل مخدوش کردن لوح پاکش قرار نده نه دست من که هیچ دستی رو... بگیر تربیتش کن بپذیر به خیر بگذره این امتحانات xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند

  • نیلوبلاگ

    دلم گرفته برای زهرا دوستم که مادرش توی آی سی یو در اغماست دوستی که با گریه گفت التماس دعا xa0 لطفا دعا بفرمایید xa0 دیگه نیازمند فاتحه های شماییم... xa0 xa0...

    ادامه مطلب
  • تا خود او راز میان با عنایت باشد

  • نیلوبلاگ

    چرا امثال ما مذهبی های هیأتی چادری و ریشی، خیال می کنیم حزب الله ماییم و بس؟ من خیلی آدم مذهبی با این تعریف رایج که درست کردیم،دیدم کل دوروبرم مذهبی هان، خوب، بد، دروغگو، صدیق، غیبت کننده، عزتمند و دو...

    ادامه مطلب
  • کیمیای سعادت، رفیق

  • نیلوبلاگ

    میگه مامان اگر من یه عالمه دوست نداشتم چکار می کردیم؟ طفل سه ساله، فهمیده اهمیت رفیق رو... براش از تو بهترین رفاقت ها با رنگ و بوی خودت رو میخوام پایدارترین و بادوام ترین و متعالی ترین و شیرین ترین و پرو پیمون ترین رفاقت ها خدای من... xa0...

    ادامه مطلب
  • نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم؟

  • نیلوبلاگ

    طفل معصوم رفته در یخچالو باز کرده میگه، یه خوراکی دلم میخواد ولی نمی دونم چیه. منم یه چیزی دلم میخواد که نمی دونم چیه. یه چیزی که آرامش از پیامدهای حداقلیشه......

    ادامه مطلب
  • ملاک های پوشالی ازدواج

  • نیلوبلاگ

    از این پسرها و خانواده هایی که تو رو با اییییینهمه پاکی و خوبی و نجابت و تحصیل کردگی، بخاطر اینکه پدرت و برادرت کارگر هستن، رد می کنن متنفرم و مطمئنم روزی تو در ازدواج بسیار فراتر از اینهاست. هیات علم...

    ادامه مطلب
  • برای منتشر نشدن

  • نیلوبلاگ

    برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

    ادامه مطلب
  • بدیهایت

  • نیلوبلاگ

    برای جواب بعضی سوالها نباید دور دنیا دنبال استاد گشت، باید روی سجاده ای، گوشه ی میز تحریری روی دفتری، از نوک قلمی، چیزی نوشت، جیزی خواند، چیزی گفت. عمیق و دقیق... یعنی شاید حاضر و آماده ست که به آدم برسونند این آب حیات رو، ولی چه کنند که ظرف قلب ها xa0هنوز پاکی دریافت یک کلام رو نداره......

    ادامه مطلب
  • همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد...

  • نیلوبلاگ

    اینجا را می خوانی؟ (اگرچه خواندن تورا ندارد.) تولدت مبارک به دعای تو نیازمندم، بسیار زیاد، بسیار زیاد، در حد پدری مه کنارم نیست به حمایتت نیازمندم، درحد مادری که کنارم نیست نیازمند محبت و راهنمایی ات ...

    ادامه مطلب
  • از گوشه ای...

  • نیلوبلاگ

    به جاییم که نگو یه جاییم که نپرس... وسط دنیا وسط نقش ها وسط امتحان ها هر امتحانی که بساطش جمع میشه تاره نکته کنکوریشو می فهمم، بعضا سالها بعد... xa0...

    ادامه مطلب
  • کاش این دل مزده را خدا جان میu200cداد

  • نیلوبلاگ

    برای دلم چکار کنم!؟ رلهی برای زنده شدنش میخوام، زنده شدن، زنده ها... زنده و تپنده(ط/ت؟) اصل مساله من انگار همین دله...

    ادامه مطلب
  • این روزهای قابل تامل

  • نیلوبلاگ

    از مرگ جدی تر گرفتیمش، عینی و ملموس تر، حدود بهداشتی رو از حدود حق الناس و حدود خدا بیشتر رعایت می کنیم. کاش بجای شدت دادن به حس حب نفس، به خشوع می رسوند ما روxa0این وضعیت . همونایی که حق ضایع می کردن، ...

    ادامه مطلب
  • شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید

  • نیلوبلاگ

    مستاصل مانده بودم. پرستار کودکم، که هفته ای یک روز با ماشین شخصی اش از خانه ی بالاشهرش برای بیکار در منزل ننشستن، خاله ی طفل معصوم من می شد، برای نجات کودکش از آلودگی هوایی که از اگزوز ماشین های شخصی ...

    ادامه مطلب