در این صفحه میتوانید تمام مطالب مرتبط با «ای مگس عرصه ی سیمرغ نه جولانگه توست» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.
خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : جولانگه سیمرغ و جام می و خون دل و بوی بهشت می دهد... و امیدوارم به خودت و اوج باید گرفت و یا دلیل المتحیرین و دردی عمیق و مهدی بیا و نوسان نامیرا و عدالت اجتماعی و برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی و نیاز و لا عمل لی ابلغ به النجاح حاجتی و کفر نعمت از کفت بیرون کند و آب کم جو تشنگی آور به دست و از گوشه ای برون آی و دلم گرفته ای دوست و مهدی ای که من شناختم... و عشقت رشد به فریاد و اشهدانک تشهد مقامی و لا ادری و تنها تو و نو نویس و هر بلایی کز تو اید رحمتی ست و استجب لی و اکثرهم لا یعقلون و مخاطب خ
با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت
حضورغیاب، صله رحم مجازی دسترسی پیدا کنید
زندگی با یک بچه خیلی زندگی شیکیه پارک رفتنش به راحتی توی یه کیف دستی جمع و جور جا میشه. نکن، بشین و تذکر کمتر داره...
زندگی با دوبچه، کنار مادرت که باشی ، همچنان از شش ماه بعد از زایمان شیک و جمع و جوره..
سه تا بچه هم خوبه...
اما، زندگی در غربت چندلایه که اصلا اصطلاح عرفانی خاصی هم نیست، دور از مادر و خواهر و هر کس و کاری که روی کمک گرفتن ازش رو داری و قلبت از همکاری اش آرام می گیره، عرصه ی سیمرغه، مگس وار با باد به درو دیوار کوبیده شونده، عرض مان نرود و زحمت همرهان بداریم خدا.. ...
ادامه مطلب آیت الله میلانی فرموده بودند که شیعه روز بگذره و حرفی با صاحب الامر نداشته باشه زشته...یه درد دلی بکنید لااقل...
جناب آقای صاحب الامر سلام علیکم
من باب درد دل عرض می کنم
با وکیل قرار دادن آیت الله میلانی...
من واقعا دست به دامن شما میشدم اگر میدیدمتون. حالا هم که نمی بینمتون بازم تقاضا دارم دستم رو به دامن خودتون انداخته ببینید. نیازمند کمک ولی الله هستم. یک شرایط پند مجهولی خفنی شده. شما سال کنکور و سالهای بعد می دیدین من با مسایل دشوار ریاضیات و فیزیک و مدار و الترونیک چقدر عمیق و دقیق دست به یقه بودم و چقدر خوب تلاش می کردم و حل می کردم. انتگرال بود مشتق بود هرچیز خفنی بود حل می کردم.
ولی مسایل زندگی و بندگی و ... خودتون میبینید و میدونید. من باب درددل کلیات رو میگم فقط به جزییات بیاید نگاه کنید از آه روی قلب که اشک میشه به جزییات نظاره بفرمایید...
ناتوان از حل این مساله ی پیچیده به ا...
ادامه مطلب مادر بشوی پتانسیل درک مادر را بیش از پیش پیدا می کنی.
مادرتر که بشوی بیشتر..
خدایا لطفا این آخرین معجزه آن نباشد در دامن ما...
مرا خرج آنچیزی کن که برایش آفریده ای... ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب یه چیزی ته قلبم میگه نه، نشد.
نباید اینطوری می شد...
میگه گناه من گردن توئه...
تو حواست نبود
مراقب نبودی...
باید بالاتر پرواز می کردی...
توی این ارتفاع کم مضمحل میشم من ...
ادامه مطلب من وقت ندارم خدا...
که بگردم دنبال سربه هوایی و آزمون و خطا...
این هم انصافا سوال سختی است...
نه میتوان ننوشته برگه را داد، نه امیدی به پاسخ صحیح نوشتنم دارم...
در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود. ..
از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت...
+چند کودک بدون مادر شود؟
چند کودک وحشت کند؟
چند کودک گم شود؟
قلب استخوانی ما خون شد، شکست، خواب از چشم ما گرفت. این وحشی ها بدون قلب خلق شده اند؟
مادر ها می دانند درجه ی نیاز کودک به مادر به قدری بالاست که وجود مادر و نبود مادر مرگ و حیات است برای قلب و احساسات پیوند خورده ی او به مادر...
مگر ملایکه از بی مادر شدن کودکان گریه نمی کنند؟
ملایکه به جوشش خلق زمان زیادی باید سپری شود و همچنان خون کودک ریخته خواهد شد، به اشک شما نیل جاری شود، بشکافد و فرعونیان بلعیده شوند،..
دست کودکتان را در دست بگیرید، لمس کنید، ببویید، ببوسید،،، به صدایش گوش بدهید، به چشمانش...
ادامه مطلب حال من خوب نیست
مدتهاست خوب نیستسردرد دارمدایما خواب آلوده ام..
کسل ام...
توان کار ندارم مدتیست...
فقط باید بخوابم...
از شدت خستگی...
اتفاقی نیافتاده
هرکسی یک مدل میشود در بارداری...
نمی توانم فرزند خردسالش را بغل کنم و بدوم..
شکمم درد دارد، از سرفه های بی امان این یک ماه اخیر که تا استفراغ مرا مچاله میکنند به این طرف، شکم درد گرفته ام...
جای بچه توی رحمم را دست خدا سپرده ام...
ولی توان زندگی زیر خمپاره را ندارم،،،
دخترم، دخترم، وحشت مبکند، او توان گم شدن را ندارد...
کدام قوم برتری اینقدر از حیوان پست تر می تواند باشد.
مالایق ظهور نیستیم
لرز دل بچه ها و ترس جان بچه ها چرا آسمان را روی سر این موش های کثیف پایین نمی آورد
مردم عالم هریک به دلیلی به طریقی هنوز صدرصد همسوی حق نشده آمد که بیایند و کار را یکسره کنند.
ولی زمین و ابرو باد و مه و خورشید و فلک چرا به این کودک کشی ها هنوز خدمات...
ادامه مطلب من به اندازه ی گفتن مهدی بیا نشده دهانم، ولی جانم ... جانهای خسته ی بسیاری تلذی آمدنت را می کنند...
بی شعور نشوم، بی توفیق نشوم... جانم درد می کند ، من از دیدن انگشت زخم یک انسان سالم جانم به لب می آید. این از ضعف دل من است؟ نمیدانم. فقط میدانم هر دستی که به موهای دخترم می کشم، اشکم برای دخترکان غزه جاریست. هر لحظه که دخترم در مدرسه است قلبم مثل مرغ سرکنده بالا و پایین می پرد که بچه های غزه جای امن ندارند...
بیماری ام از ضعف ناشی از نتوانستن خوردن و غصه طولانی شده.
.
سگ هار، نفرین عالم به تو، نفرین عالم به تو، نفرین عالم به تو...
خداوندا ما و نسل ما را خرج راه انتقام حسین و رقیه و علی اصغر کن...
دنیای با مهدی را آرزومندان آبرومند خواستند و ندیدند
مارا نفس کشندگان در هوای مهدی فاطمه قرار بده، او را به جان ما بشناساند و سر تسلیم ما را پیش فرمان او فرود بیاور... یعنی من بی توفیق بی شعور را خ...
ادامه مطلب خدایا، خدایا، خدایا...
چطور از چهره ی اینهمه طفل معصوم بی گناه و بی آلایش، معصومیت زدوده میشه؟
میشه نشه؟
بوس لپ شون همیشه مزه ی شیرین ترین سیب بهشتی رو بده...
بغل کردن و فشردنشون ضربان قلب رو منظم و آرام کنه...
دیدنشون چشم رو پر نور کنه...
میشه بخوای و بشه که معصومیت طفولیت همه شون با معصومیت منبعث از ایمان و تعقل ادامه دار بشه؟
لا تخیب طمعی... ...
ادامه مطلب پذیرایی فوق لاکچری که در جشنواره های آنچنانی از مدیران شکم سیر بزرگوار و گرانقدر به عمل میاد، منازل سازمانی، امکانات دولتی برای ارگان های مختلف از بیت المال، امام زمان بیاد تکلیف شون چی میشه ؟ نحوه ارزش گذاری کار و مشاغل و محاسبه ی حقوق ها، ارزش گذاری ها و معیار های عزل و نصب...
احساس خوبی بهشون ندارم ...
ادامه مطلب سلام میوه ی جانم.
خبر نداری مادر...
نمی دانی چقدر دوستت دارم...
چقدر دعا کردم برایت، قبل آمدنت ، حین امدنت، و پس از آن و گمان می کنم علی الدوام دعاگوی تو باشد دل عاشقم.
گفتم عشق، و تو عشق را نخواهی دانست که چیست جز آن زمان که در معجزه اش غافلگیر شوی...
این عشق نه از آن عبارات لوس و لوث و نخ نمایی است که هوسبازان مگس صفت، از آن می گویند و عرض خود می برند و زحمت ما می دارند...
بدون شک این عرصه ی سیمرغ است.
و این عشق شمه ای از داستان عشق شورانگیز خالق به مخلوق است که چون مرا به والدی برگزید جریانی از خلیفه الهی به سوی من روان کرد به نام مادری و قلب مرا از چیزی از جنس عشق خودش مالامال کرد نسبت به تو...
تو نه کمی، نه گمی..
تو ارزشمندی، بسیار بیشتر از آنکه بخواهی به آب و رنگ و خال و خط دنیا فریفته شوی...
گرانبهاتری از اینکه خود را به چیزی کمتر از ذات اقدس اله بفروشی...
و این شعار نیست...
ا...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب فقط وقتی میبینم بنده های خوبت رو بهت حق میدم که من رو حج ننویسی تا این وقت روزگار.
که کربلا تبریز تا این وقت..
تشنگی..
تشنگی رازش باید باشه.
من اگر با این جگر خون کباب نیستم و تشنه نشدم...
پس تشنه ام کن بلاعقوبت...
تا بجوشد ابم از بالا و پست... ...
ادامه مطلب کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت
که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایت
به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه
هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت
تهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت
چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت
چگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست
که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایت
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز
به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت
دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست
اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایت
هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟
که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت
در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی
نهم جبین وداع و سر سلام به پایت
حسین منزوی ...
ادامه مطلب من میدونم اصلا و ابدا اونی که تو میخوای نبودم و نیستم.
منم ببخش.
این طفل رو همونطور که در امدنش کفایت جردی، در بودن و ماندن و رفتنش هم کفایت کن...
جوری کفایت کن که سربلند روزگار باشه.
روسپید دنیا و عقبی باشه...
حفظش کم...من بلد نیستم ...
نمیدونی چقدر دلم گرفته... ...
ادامه مطلب اشنایی من با شما به کودکی ام و روز های جمعه و نیمه شعبان ها و رودخانه ی زهره برمیگرده، به نامه هایی که اونجا برای تو می انداختم.
ای بی نیاز از من،
ای کسی که من به درک ساحت تو قدم نمی رسه.
ای کسی که از دم مسیحایی تو دل های مرده زنده شدند...
عقل من فراتر از انچه خوندم و شنیدم به شهودی نرسیده.
نیازمند کمک هستم.
برای این امر شما رو میشناسم.
سبب المتصل بین الارض والسما...
خدا هم و غم رو از ما به واسطه ی شما بر میداره.
چه کنم...
استدعا میکنم به کرم و لطف خودتون ذنوبی که بین من و خدا هست رو یک جوری رفع و رجوعش کنید.
نسخه ی اشفته ی دیوان عمر من اگر اشفته و خط و املا و انشا غلط بخواد باقی بمونه من چکار باید بکنم؟
نمیخوام غلط بکنم بعد فلسفه بافی کنم که چنین و چنان...
از غلط کردن مصونم کن،
حد شعور من امروز که در اضطرار و استیصالم، اینه، بی ادبی تلقی نکنید این سطح شور رو، از این شعور منبعث شد...
ادامه مطلب ده سال دیگر، که تو دختری جوان و رعنا شده ای و من هرچه داشته ام از عشق پ عقل پ ترفند و تحمل و هرانچه تربیت باشد، به تو داده ام، انتخاب تو چه خواهد بود!
دنیای بی رحم و زمانه ی دشواریست...
نمی دانم تو در عالم چه نقشی خواهی داشت
ولی من الحاح در حد شور و شعور خودم کرده بودم که حالا که حسین حد توست، زینب گونه عاشق ترین حسین باشی.
عشق می تواند تو را هدایت کند
اگر چادر و حجاب من( شایان ذکر است که خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست، بلکه جامه ای بر سر صد عیب نهان می پوشم) یکی از مصادیق ظاهری در مسیر هدایت بودنم بوده باشد باید بگویم عشق مرا هدایت کرد. عشق مرا مصون مگه داشت، عشق مرا پاک نگه داشت...
عآخدا عاشقت کند طفل معصوم من..
نه که به رنج کشیدنت راضی باشم.
نه...
عشق در مسیر نگهت میدارد، عشق تنها نوسان نامیرای بر خط نگهدارنده ی موتور حرکت ماست. رنج دارد، اشک دارد، شوق و بیم و امید دارد، سخت است و ش...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب ۲ابان وقتی فهمیدم باردارم همه عزمم رو جزم کردم که ناسپاس نباشم مثل دفعه ی قبل، اینه زیباتر از همیشه نشونم میداد، از اعماق دلم برای زینب خوشحال شدم و سپردم خودم رو به همون کسی که باید...
اگرچه از دستش دادم ولی دلگرمم به کلام خود خدا وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْض. ای انکه میتوانی و میدانی، بشنو از دلم... ...
ادامه مطلب "بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...
ادامه مطلب ل
منتهای مطلب تان عور شدن است؟چه ارزشی دارد تن تان؟ وقتی اوج اندیشه ی شما این است
نسخه ی آزموده شده ی جنگل موجود است، بروید وبر منتهای مطلبتان کامران شویدتوالت عمومی هایی باشید آزاد و رهابرای تسلی حیوانیت همان مذکرانی که در کنارتان شعارهای خشتک مشترکی سر داده اند ...
ادامه مطلب سلام. من دلم گرفته. کسی نمیفهمه. حق به من داده نمیشه قطعا. حکم و حاکم و علم و عالمی در دسترس نیست. لازمان و لامکان رو درک می کنید. وقتی یک من روسیاه اینقدری ارزش دارد در عالم هستی که هر هفته پرونده ی بی ستاره اش به دست شمای قطب عالم امکان بیافتد لابد نامه اش هم می افتد
پس ای فرشتگانی که این نامه ها را بالا می برید و پایین می آورید جواب را، این نامه را به دست کسی برسانید که اگر ببینمش دست از دامنش برنخواهم داشت و دریا دریا اشکی که از آه دلم برخواسته به دامنش خواهم ریخت... به او برسانید پیام استغاثه ی این مضطر را. عریضه ی این ماموم کز کرده در کنج بی پناهی را...
برسانید تا بخواند. یا ولی الله! ان بینی و بین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم...پس به حق من ائتمنکم علی سره و استرعاکم امر خلقه... به حق همان کسی که سرش از شما پوشیده نیست و امر خلقش در پیشگاه چشمان شما مکشوف است؛ هزار...
ادامه مطلب وقتی بهش گفتم امام مهدی زنده است خیلی خوشحال شد.گفت منو ببر ببینمش.
خب من که اینه وضعیتم
لطفا نشونش بدین.......
ادامه مطلب اگر بعد از گذر یک، دو، سه سال، و یا سال های بیشتر، هنوز نتوانسته باشم حقیقت برخی آیات (مثل این آیه: «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ») رو بفهمم با امروز و دیروز چه فرقی خواهم داشت!
لطفا علائم حیاتی نشانم بده
آن عباد الرحمان هایی که منزلشان منور به نور قدوم شما میشود وضعشان خوب است. بین خوبتر و خوبترتر شدن در انتحابند.
من اما نای ندارم، به تلذی افتاده دلم... معجزه دست اینهایی که دورو برم می بینم نبود. معجزه در نگاه شماست
خدایی ضایع عالم و آدمیم ما اگر نگاه مون نکنی و نشون ندی نگاه کردن و توجه داشتن تو میتونه از فرش به عرش ببره ...
ادامه مطلب بوی بهار پرتقال حیاط خانه را در بر گرفته. عطرپیچک های بنفش رایحهی خوشرا در حیاط دوچندان کرده. انجیر شیرین و پر برکت حیاط بار و برگ گرفته. شمشادها همه خرم و سبز، توتها همه بارور و پر بار... بندرخت خانم افشار ولی خالی از رخت. دیگر نه تنها رختی روی این بند پهن و جمع نمی شود که جسم خانم افشار هم پابند خاک شده.
لیلا اینا و نرگس اینا رفته اند. خانه ی خانم رضایی اینا هنوز خالی است. جای لیلا اینا عروس و دامادی نشسته اند که هیچوقت ندیدیمشان. جای نرگس اینا هم ارغوان اینا... ولی صفا و نشاط شایر برای همیشه از این ساختمان رفته باشد... همه چیز در این مکان به همان زیبایی و طراوت و بهجت نباتی برپاست، الا مکینان که همه رفته اند. این مکان دیگر برای من شرفی ندارد. جسمم در این خانه است و روحم بی قرارِ فرار. کجا بروم که همه جا آسمان به همین رنگ است...
زندگی همه ی نشاط و طراوت و ثبات عهد و همسایگی های بی خلل و...
ادامه مطلب