حضورغیاب، صله رحم مجازی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «ب زار کار» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : بوی بهشت می دهد... و امیدوارم به خودت و مغبون و اوج باید گرفت و مهدی بیا و برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی و لا عمل لی ابلغ به النجاح حاجتی و کفر نعمت از کفت بیرون کند و آب کم جو تشنگی آور به دست و التجا بردن و از گوشه ای برون آی و بنگر و عشقت رشد به فریاد و مامان! رنگ خدا باش و هر بلایی کز تو اید رحمتی ست و استجب لی و مخاطب خاص دارد. نخوانید مطلقا و مخاطب خاص دارد، شما نخوانید و بی قرار و سلریتی کی بودی شما و اعوذ بالله و اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست و طلب و بی برو برگ

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت حضورغیاب، صله رحم مجازی دسترسی پیدا کنید

بوی بهشت می دهد...

مادر بشوی پتانسیل درک مادر را بیش از پیش پیدا می کنی. مادرتر که بشوی بیشتر.. خدایا لطفا این آخرین معجزه آن نباشد در دامن ما... مرا خرج آنچیزی کن که برایش آفریده ای... ...

ادامه مطلب

امیدوارم به خودت

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

مغبون

من سه میلیون و نیم ضرر کردم. یک و نیم میلیون پارچه خریدم. ۲میلیون دستمزد دوخت دادم. تهش شد دوتا تشک گنده و بی قواره که اصلا برای کنار سالن کاربردی و زیبا در نیامد که نیامد... اعتماد کردم به لحاف دوز پیر با گوش سنگین و طماع، که هیچ وعده ای رو وفا نکرد و گند زد به پول و پارچه... الان من غمان بیهوده می خورم... ام اینکه چرا کارت کشیدی به اعتماد چی و چی! قبل از اطمینان به صحت حالا... الان حس مغبون شدن و گول خوردن دارم... استغفرالله... با همون پول میشد بهتر و شیک ترش رو حاضری خرید.. خدایا، منو مغبون لحاظ دوز طماع و بی وجدان دنیا نکن  ...

ادامه مطلب

اوج باید گرفت

یه چیزی ته قلبم میگه نه، نشد. نباید اینطوری می شد... میگه گناه من گردن توئه... تو حواست نبود مراقب نبودی... باید بالاتر پرواز می کردی... توی این ارتفاع کم مضمحل میشم من ...

ادامه مطلب

مهدی بیا

من به اندازه ی گفتن مهدی بیا نشده دهانم، ولی جانم ... جانهای خسته ی بسیاری تلذی آمدنت را می کنند... بی شعور نشوم، بی توفیق نشوم... جانم درد می کند ، من از دیدن انگشت زخم یک انسان سالم جانم به لب می آید. این از ضعف دل من است؟ نمیدانم. فقط میدانم هر دستی که به موهای دخترم می کشم، اشکم برای دخترکان غزه جاریست. هر لحظه که دخترم در مدرسه است قلبم مثل مرغ سرکنده بالا و پایین می پرد که بچه های غزه جای امن ندارند... بیماری ام از ضعف ناشی از نتوانستن خوردن و غصه طولانی شده. . سگ هار، نفرین عالم به تو، نفرین عالم به تو، نفرین عالم به تو... خداوندا ما و نسل ما را خرج راه انتقام حسین و رقیه و علی اصغر کن... دنیای با مهدی را آرزومندان آبرومند خواستند و ندیدند مارا نفس کشندگان در هوای مهدی فاطمه قرار بده، او را به جان ما بشناساند و سر تسلیم ما را پیش فرمان او فرود بیاور... یعنی من بی توفیق بی شعور را خ...

ادامه مطلب

برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی

سلام میوه ی جانم. خبر نداری مادر... نمی دانی چقدر دوستت دارم... چقدر دعا کردم برایت، قبل آمدنت ، حین امدنت، و پس از آن و گمان می کنم علی الدوام دعاگوی تو باشد دل عاشقم. گفتم عشق، و تو عشق را نخواهی دانست که چیست جز آن زمان که در معجزه اش غافلگیر شوی... این عشق نه از آن عبارات لوس و لوث و نخ نمایی است که هوسبازان مگس صفت، از آن می گویند و  عرض خود می برند و زحمت ما می دارند... بدون شک این عرصه ی سیمرغ است. و این عشق شمه ای از داستان عشق شورانگیز خالق به مخلوق است که چون مرا به والدی برگزید جریانی از خلیفه الهی به سوی من روان کرد به نام مادری و قلب مرا از چیزی از جنس عشق خودش مالامال کرد نسبت به تو... تو نه کمی، نه گمی.. تو ارزشمندی، بسیار بیشتر از آنکه بخواهی به آب و رنگ و خال و خط دنیا فریفته شوی... گرانبهاتری از اینکه خود را به چیزی کمتر از ذات اقدس اله بفروشی... و این شعار نیست... ا...

ادامه مطلب

لا عمل لی ابلغ به النجاح حاجتی

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

کفر نعمت از کفت بیرون کند

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

آب کم جو تشنگی آور به دست

فقط وقتی میبینم بنده های خوبت رو بهت حق میدم که من رو حج ننویسی تا این وقت روزگار. که کربلا تبریز تا این وقت.. تشنگی.. تشنگی رازش باید باشه. من اگر با این جگر خون کباب نیستم و تشنه نشدم... پس تشنه ام کن بلاعقوبت... تا بجوشد ابم از بالا و پست... ...

ادامه مطلب

التجا بردن

این نه یک یادداشت تربیتیه نه یه نوشته ی ادبی یه دست به دامن شدن از اوج استیصال و اضطراره چاره ی من چیه اگر تو نسازی برای کار من چاره ای بچه ای که میخوای بفرستی مدرسه، فکر جمعیت شیعه میبینی نمیتونی اگر خدا نکنه تو نمیتونی میبینی تربیت ها رو خدایا در حد فهم آن ک من مسأله بزرگه در حد کرم بزرگ تو حل صد مسأله آسان لطفا آسان کن این دشواری ها رو برای من لطفا این بنده ات رو در بر بگیر ...

ادامه مطلب

از گوشه ای برون آی

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایت به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت تهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت چگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایت هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایت هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟ که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی نهم جبین وداع و سر سلام به پایت حسین منزوی ...

ادامه مطلب

بنگر

خدایا... هرکسی با هر سطح عقل و فهم و وضع سلامت و کثافت صدری هست... هرکی با ظن خودش دعایی داره.. خدایا... قلبم با جرم من خونین و مالین شده.... عقلم تسلیم شده، سپر انداخته، دست به سر گذاشته.. بیا منو جمع کن... غلط کردم نظر داشتم. غلط کردم خدا.. من کی باشم... من کی ام تو تربیت بنده ی معصومت رو دست من سپردی.. من کی باشم ازت بخوام بهم بدی بازهم همچین رحمت و نعمتی رو... شنیدی حرفش رو.. معصوم و سلیم... تربیتش با خودت... نذر حسین کردم. زینب گونه عاشق حسین باشه،  حسین فاطمه، زینب من، از حیث دختر من بودن کمه، از حیث رسیدن نسل ش به شما کم نیست... بپذیرید و زیادی کنید در سلامت صدر و عقل و دین و ایمان و جسم و جان... هر سنگ دلی مادر شد یک ذره هایی از عشق رو در حد شعور خودش دریافت... منت به سر این بی لیاقتی گذاشتی. از شکر همین هم تا ابد عاجزم، حالا اگر از کرم بیشتر منت بگذاری، برای من ای از سر گ...

ادامه مطلب

عشقت رشد به فریاد

ده سال دیگر، که تو دختری جوان و رعنا شده ای و من هرچه داشته ام از عشق پ عقل پ ترفند و تحمل و هرانچه تربیت باشد، به تو داده ام، انتخاب تو چه خواهد بود! دنیای بی رحم و زمانه ی دشواریست... نمی دانم تو در عالم چه نقشی خواهی داشت ولی من الحاح در حد شور و شعور خودم کرده بودم که حالا که حسین حد توست، زینب گونه عاشق ترین حسین باشی. عشق می تواند تو را هدایت کند اگر چادر و حجاب من( شایان ذکر است که خرقه پوشی من از غایت دینداری نیست، بلکه جامه ای بر سر صد عیب نهان می پوشم) یکی از مصادیق ظاهری در مسیر هدایت بودنم بوده باشد باید بگویم عشق مرا هدایت کرد. عشق مرا مصون مگه داشت، عشق مرا پاک نگه داشت... عآخدا عاشقت کند طفل معصوم من.. نه که به رنج کشیدنت راضی باشم. نه... عشق در مسیر نگهت میدارد، عشق تنها نوسان نامیرای بر خط نگهدارنده ی موتور حرکت ماست. رنج دارد، اشک دارد، شوق و بیم و امید دارد، سخت است و ش...

ادامه مطلب

مامان! رنگ خدا باش

یه بار بهم گفت، من فکر میکنم خدا دیده چقدر مهربونی منو بهت هدیه داده که مامانم بشی... خدایا، این طفل معصوم رو به من واگذار نکن اگرچه اختیاراتی نسبت به او به من دادی، ولی فیلتر کن لطفا، فیلتراسیون قوی خدا جان... من مصدوم و مخدوش، خدشه و صدمه به روح لطیف عبد معصوم تو وارد نکنم! اگر دعای مادر در حق فرزند مستجابه، لطفا جبران کن کاستیها و بد مادری کردن های منو در حق فرزندم و او رو تحت حمایت و ربوبیت خودت جوری پرورش بده که بعدها هم از دیدن فرمنبرداری اش از تو قلبم سرشار از شعف و شور بشه... به حدی از شور و شعور برسون این طفل معصوم رو که در همه احوال و ایام بنده ی خوب تو باشه و کوثر باشه... ...

ادامه مطلب

هر بلایی کز تو اید رحمتی ست

۲ابان وقتی فهمیدم باردارم همه عزمم رو جزم کردم که ناسپاس نباشم مثل دفعه ی قبل، اینه زیباتر از همیشه نشونم میداد، از اعماق دلم برای زینب خوشحال شدم و سپردم خودم رو به همون کسی که باید... اگرچه از دستش دادم ولی دلگرمم به کلام خود خدا وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْض. ای انکه میتوانی و میدانی، بشنو از دلم... ...

ادامه مطلب

استجب لی

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

مخاطب خاص دارد. نخوانید مطلقا

سلام. من دلم گرفته. کسی نمیفهمه. حق به من داده نمیشه قطعا. حکم و حاکم و علم و عالمی در دسترس نیست. لازمان و لامکان رو درک می کنید. وقتی یک من روسیاه اینقدری ارزش دارد در عالم هستی که هر هفته پرونده ی بی ستاره اش به دست شمای قطب عالم امکان بیافتد لابد نامه اش  هم می افتد پس ای فرشتگانی که این نامه ها را بالا می برید و پایین می آورید جواب را، این نامه را به دست کسی برسانید که اگر ببینمش دست از دامنش برنخواهم داشت و دریا دریا اشکی که از آه دلم برخواسته به دامنش خواهم ریخت... به او برسانید پیام استغاثه ی این مضطر را. عریضه ی این ماموم کز کرده در کنج بی پناهی را... برسانید تا بخواند. یا ولی الله! ان بینی و بین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم...پس به حق من ائتمنکم علی سره و استرعاکم امر خلقه... به حق همان کسی که سرش از شما پوشیده نیست و امر خلقش در پیشگاه چشمان شما مکشوف است؛ هزار...

ادامه مطلب

مخاطب خاص دارد، شما نخوانید

اگر بعد از گذر یک، دو، سه سال، و یا سال های بیشتر، هنوز نتوانسته باشم حقیقت برخی آیات (مثل این آیه: «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ») رو بفهمم با امروز و دیروز چه فرقی خواهم داشت! لطفا علائم حیاتی نشانم بده آن عباد الرحمان هایی که منزلشان منور به نور قدوم شما میشود وضعشان خوب است. بین خوبتر و خوبترتر شدن در انتحابند.  من اما نای ندارم، به تلذی افتاده دلم... معجزه دست اینهایی که دورو برم می بینم نبود. معجزه در نگاه شماست خدایی ضایع عالم و آدمیم ما اگر نگاه مون نکنی و نشون ندی نگاه کردن و توجه داشتن تو میتونه از فرش به عرش ببره   ...

ادامه مطلب

بی قرار

بوی بهار پرتقال حیاط خانه را در بر گرفته. عطرپیچک های بنفش رایحهی خوشرا در حیاط دوچندان کرده. انجیر شیرین و پر برکت حیاط بار و برگ گرفته. شمشادها همه خرم و سبز، توتها همه بارور و پر بار... بندرخت خانم افشار ولی خالی از رخت. دیگر نه تنها رختی روی این بند پهن و جمع نمی شود که جسم خانم افشار هم پابند خاک شده. لیلا اینا و نرگس اینا رفته اند. خانه ی خانم رضایی اینا هنوز خالی است. جای لیلا اینا عروس و دامادی نشسته اند که هیچوقت ندیدیمشان. جای نرگس اینا هم ارغوان اینا... ولی صفا و نشاط شایر برای همیشه از این ساختمان رفته باشد... همه چیز در این مکان به همان زیبایی و طراوت و بهجت نباتی برپاست، الا مکینان که همه رفته اند. این مکان دیگر برای من شرفی ندارد. جسمم در این خانه است و روحم بی قرارِ فرار. کجا بروم که همه جا آسمان به همین رنگ است... زندگی همه ی نشاط و طراوت و ثبات عهد و همسایگی های بی خلل و...

ادامه مطلب

سلریتی کی بودی شما

همه تریبون دار همه خاص همه سلبریتی نت و دوربین های گوشی ها......

ادامه مطلب

اعوذ بالله

چه خوبه که عنان همه چی دست خداست... خدایا به حق سوره ی ناس و سوره ی فلق پناه بده دل خسته مو......

ادامه مطلب

اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست

بچه آینه ایه که بدجور توش خودتو می بینی، دقیق و موشکافانه موهارو از ماست وجودت می کشه بیرون... خدایا من چه کاره بودم قصه رو میدونی از آغاز تا پایان لطفا دست ناتوان منو عامل مخدوش کردن لوح پاکش قرار نده نه دست من که هیچ دستی رو... بگیر تربیتش کن بپذیر به خیر بگذره این امتحانات ...

ادامه مطلب

طلب

این رشدی که قبل مرگ باید بهش رسید، خیلی خوب و خواستنی بنظر می رسه. خدا به ما رحم کنه......

ادامه مطلب

بی برو برگرد

همه یه روزی که نمی دونیم کی هست و یه جایی که نمی دونیم کجاست، بلیط برگشتمون رزرو شده آماده ست... خدایا، لطفا در حالت غفلت و درحالیکه هنوز مورد پسندت نشده باشم و درحالیکه توفیق انجام کارهایی که ارزشم رو برای تو بیشتر بکنه به دست نیاورده باشم از دنیا نبرم. لطفا کمک کن خالص و پاک برگردم......

ادامه مطلب

تنظیمات کارخانه

هیسسسسس! سروصداها رو کمتر کنید، من باید صدای فطرتم رو بشنوم. وسط های و هوی شما نمی شنوم چی میگه:( من یه همسرم، ولی بجای فهم فطرتم به دهان این و آن باید نگاه کنم که طبق آخرین تئوری هاشون همسرداری موفق ...

ادامه مطلب

کسبه

علمای حوزه چرا بدون تحصیلات علم طب، ورود می کنن به طب و قال صادق و قال باقر رو به کسب و کار تبدیل می کنن، نمی دونم...

ادامه مطلب

رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند

دلم گرفته برای زهرا دوستم که مادرش توی آی سی یو در اغماست دوستی که با گریه گفت التماس دعا لطفا دعا بفرمایید دیگه نیازمند فاتحه های شماییم... ...

ادامه مطلب

تا خود او راز میان با عنایت باشد

چرا امثال ما مذهبی های هیأتی چادری و ریشی، خیال می کنیم حزب الله ماییم و بس؟ من خیلی آدم مذهبی با این تعریف رایج که درست کردیم،دیدم کل دوروبرم مذهبی هان، خوب، بد، دروغگو، صدیق، غیبت کننده، عزتمند و دو...

ادامه مطلب

حقوق نا بشر

دارم تخیل می کنم، توی سازمان ملل متحد و دم دستگاه هاش که برای آموختن مسائل جنسی به اطفال ما سینه چاک می کنند و وا طفلا راه می اندازن، بخشی هست با این شرح وظایف که هررررکجای دنیا، طفلی، با هرررر رنگ و ...

ادامه مطلب

نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم؟

طفل معصوم رفته در یخچالو باز کرده میگه، یه خوراکی دلم می خواد ولی نمی دونم چیه. منم یه چیزی دلم می خواد که نمی دونم چیه. یه چیزی که آرامش از پیامدهای حداقلیشه......

ادامه مطلب