حضورغیاب، صله رحم مجازی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «نقد هر دو عالم را باختم» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : فراق و امیدوارم به خودت و نوسان نامیرا و برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی و دلم گرفته ای دوست و هر بلایی کز تو اید رحمتی ست و بی قرار و اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست و رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند و تا خود او راز میان با عنایت باشد و نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم؟ و ملاک های پوشالی ازدواج و عالم جان نادیده... و برای منتشر نشدن و قلب ها را بود آیا که عیاری گیرند و همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد... و اهدنا الصراط المستقیم و دوس

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت حضورغیاب، صله رحم مجازی دسترسی پیدا کنید

فراق

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

امیدوارم به خودت

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

نوسان نامیرا

خدایا، خدایا، خدایا... چطور از چهره ی اینهمه طفل معصوم بی گناه و بی آلایش، معصومیت زدوده میشه؟ میشه نشه؟ بوس لپ شون همیشه مزه ی شیرین ترین سیب بهشتی رو بده... بغل کردن و فشردنشون ضربان قلب رو منظم و آرام کنه... دیدنشون چشم رو پر نور کنه... میشه بخوای و بشه که معصومیت طفولیت همه شون با معصومیت منبعث از ایمان و تعقل ادامه دار بشه؟ لا تخیب طمعی... ...

ادامه مطلب

برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی

سلام میوه ی جانم. خبر نداری مادر... نمی دانی چقدر دوستت دارم... چقدر دعا کردم برایت، قبل آمدنت ، حین امدنت، و پس از آن و گمان می کنم علی الدوام دعاگوی تو باشد دل عاشقم. گفتم عشق، و تو عشق را نخواهی دانست که چیست جز آن زمان که در معجزه اش غافلگیر شوی... این عشق نه از آن عبارات لوس و لوث و نخ نمایی است که هوسبازان مگس صفت، از آن می گویند و  عرض خود می برند و زحمت ما می دارند... بدون شک این عرصه ی سیمرغ است. و این عشق شمه ای از داستان عشق شورانگیز خالق به مخلوق است که چون مرا به والدی برگزید جریانی از خلیفه الهی به سوی من روان کرد به نام مادری و قلب مرا از چیزی از جنس عشق خودش مالامال کرد نسبت به تو... تو نه کمی، نه گمی.. تو ارزشمندی، بسیار بیشتر از آنکه بخواهی به آب و رنگ و خال و خط دنیا فریفته شوی... گرانبهاتری از اینکه خود را به چیزی کمتر از ذات اقدس اله بفروشی... و این شعار نیست... ا...

ادامه مطلب

دلم گرفته ای دوست

من میدونم اصلا و ابدا اونی که تو میخوای نبودم و نیستم. منم ببخش. این طفل رو همونطور که در امدنش کفایت جردی، در بودن و ماندن و رفتنش هم کفایت کن... جوری کفایت کن که سربلند روزگار باشه. روسپید دنیا و عقبی باشه... حفظش کم...من بلد نیستم ... نمیدونی چقدر دلم گرفته... ...

ادامه مطلب

هر بلایی کز تو اید رحمتی ست

۲ابان وقتی فهمیدم باردارم همه عزمم رو جزم کردم که ناسپاس نباشم مثل دفعه ی قبل، اینه زیباتر از همیشه نشونم میداد، از اعماق دلم برای زینب خوشحال شدم و سپردم خودم رو به همون کسی که باید... اگرچه از دستش دادم ولی دلگرمم به کلام خود خدا وَمَا تَسْقُطُ مِنْ وَرَقَةٍ إِلَّا یَعْلَمُهَا وَلَا حَبَّةٍ فِی ظُلُمَاتِ الْأَرْض. ای انکه میتوانی و میدانی، بشنو از دلم... ...

ادامه مطلب

بی قرار

بوی بهار پرتقال حیاط خانه را در بر گرفته. عطرپیچک های بنفش رایحهی خوشرا در حیاط دوچندان کرده. انجیر شیرین و پر برکت حیاط بار و برگ گرفته. شمشادها همه خرم و سبز، توتها همه بارور و پر بار... بندرخت خانم افشار ولی خالی از رخت. دیگر نه تنها رختی روی این بند پهن و جمع نمی شود که جسم خانم افشار هم پابند خاک شده. لیلا اینا و نرگس اینا رفته اند. خانه ی خانم رضایی اینا هنوز خالی است. جای لیلا اینا عروس و دامادی نشسته اند که هیچوقت ندیدیمشان. جای نرگس اینا هم ارغوان اینا... ولی صفا و نشاط شایر برای همیشه از این ساختمان رفته باشد... همه چیز در این مکان به همان زیبایی و طراوت و بهجت نباتی برپاست، الا مکینان که همه رفته اند. این مکان دیگر برای من شرفی ندارد. جسمم در این خانه است و روحم بی قرارِ فرار. کجا بروم که همه جا آسمان به همین رنگ است... زندگی همه ی نشاط و طراوت و ثبات عهد و همسایگی های بی خلل و...

ادامه مطلب

اینه گر عیب تو بنمود راست...خود شکن آیینه شکستن خطاست

بچه آینه ایه که بدجور توش خودتو می بینی، دقیق و موشکافانه موهارو از ماست وجودت می کشه بیرون... خدایا من چه کاره بودم قصه رو میدونی از آغاز تا پایان لطفا دست ناتوان منو عامل مخدوش کردن لوح پاکش قرار نده نه دست من که هیچ دستی رو... بگیر تربیتش کن بپذیر به خیر بگذره این امتحانات ...

ادامه مطلب

رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند

دلم گرفته برای زهرا دوستم که مادرش توی آی سی یو در اغماست دوستی که با گریه گفت التماس دعا لطفا دعا بفرمایید دیگه نیازمند فاتحه های شماییم... ...

ادامه مطلب

تا خود او راز میان با عنایت باشد

چرا امثال ما مذهبی های هیأتی چادری و ریشی، خیال می کنیم حزب الله ماییم و بس؟ من خیلی آدم مذهبی با این تعریف رایج که درست کردیم،دیدم کل دوروبرم مذهبی هان، خوب، بد، دروغگو، صدیق، غیبت کننده، عزتمند و دو...

ادامه مطلب

نه دامیست نه زنجیر همه بسته چراییم؟

طفل معصوم رفته در یخچالو باز کرده میگه، یه خوراکی دلم می خواد ولی نمی دونم چیه. منم یه چیزی دلم می خواد که نمی دونم چیه. یه چیزی که آرامش از پیامدهای حداقلیشه......

ادامه مطلب

ملاک های پوشالی ازدواج

از این پسرها و خانواده هایی که تو رو با اییییینهمه پاکی و خوبی و نجابت و تحصیل کردگی، بخاطر اینکه پدرت و برادرت کارگر هستن، رد می کنن متنفرم و مطمئنم روزی تو در ازدواج بسیار فراتر از اینهاست. هیات علم...

ادامه مطلب

عالم جان نادیده...

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

برای منتشر نشدن

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...

ادامه مطلب

قلب ها را بود آیا که عیاری گیرند

تالیف قلوب کار خداست، اینکه من مدتهاست کوشیدم ولی عقل و مسیر کوششم یارای رساندنم به منزل الفت رو نداشتند، مقوله ی دردناکیست... مفتاح قلوب دست خداست، کلید قلب ها چطور؟ ...

ادامه مطلب

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد...

اینجا را می خوانی؟ (اگرچه خواندن تورا ندارد.) تولدت مبارک به دعای تو نیازمندم، بسیار زیاد، بسیار زیاد، در حد پدری مه کنارم نیست به حمایتت نیازمندم، درحد مادری که کنارم نیست نیازمند محبت و راهنمایی ات ...

ادامه مطلب

اهدنا الصراط المستقیم

بنده هایی داری که با داشتن اونا معطل و لنگ بندگی کردن نکردنه همچو منی نیستی، ولی من محتاج هدایت شدنم، محتاج قرارگرفتن خواست تو بر هدایت شدنم. ...

ادامه مطلب

دوسال پیش

دوسال پیش این روزها... از فشارهای بزرگی داشتم کم کم زانو می گرفتم بلند بشم ولی انگار گردنه ها یکی پس از دیگری هستن و کمر باز نکرده باید ببندی و بلند شی......

ادامه مطلب

کاش این دل مزده را خدا جان می داد

برای دلم چکار کنم!؟ رلهی برای زنده شدنش میخوام، زنده شدن، زنده ها... زنده و تپنده(ط/ت؟) اصل مساله من انگار همین دله...

ادامه مطلب

خراب کن...

از وقتی خواست که من مسئول عشق ورزی به بنده ی طفل معصوم ش بشم تاحالا، باورم نمی شه او به روسفیدی و سربلندی و خوشی بنده ش راغب که نه مشتاق نباشه،باورم نمی شه ... +وقتی به دنیا اومد، بعد از اون همه سخت...

ادامه مطلب

زآن پیشتر که عالم فانی شود خراب

بیدارم کن بگو همه اش خواب بوده است، بگو یک بار دیگر فرصت داری از نو بنویسی، با عقل پخته ی کامل، با قلب خاشع سلیم......

ادامه مطلب

فرزندانی به دنیا بیاورید که خواب را بر دشمنان خدا زهر کنند

لطفا، تا دلهایتان داغدار است، از خدا بخواهید به همه ی مان فراتر از فراتر از لیاقتمان، فرزندانی بدهد که هریک از آنها به تنهایی خار در چشم دشمن بشوند و خواب را بر دشمن کابوس تلخ پریشان کنند....

ادامه مطلب

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، مارا به جام باده ی گلگون خراب کن

اساسا آدم ها دو دسته ان: اونهایی که به نیازهای اساسی خودشون در مسیر رشد و کمال عالم هستند و اونهایی که به این نیازهایی که گفتیم عالم نیستن حالا دسته ی اول خودشون دوگروه میشن؛ اونهایی که به علم شون عمل...

ادامه مطلب

ازدواج

آیا این لیاقت ما در مقطع ازدواج هست که دست ما رو در دست شخصی متناسب با اون لیاقت قرار خواهد داد یا اینکه خداوند لیاقت آینده ی ما و فرزندانی که لازمه از وصلت ما به وجود بیایند رو هم در نظر میگیره؟ آیا...

ادامه مطلب

دارم امید عاطفتی از جناب دوست

سالی که من کنکور دادم همه اسباب پزشک شدن رو داشتم جز علاقه، از طرفی اصلا تجربی نبودم، بخاطر عدم علاقه، با رتبه خیره کننده مهندس شدم، مهدنسی باکلاس در جای خاص، ولی پزشکی نبود از دید همه... بعدها هم و قبل ترش حتی، انتخاب هام همه با عقل عمومی جور در نمیومد حتی الآن اون.رتبه ها، اون موقعیت های تحصیلی و شغلی همه و همه کناری رفته، منم و روزهای تکراری، با هدفی غیر طابق با عقل عمومی، با موانعی بزرگتر از حد تصورم، موانعی از جنس حود ابزارهای لازم برای پیروزی حتی!...

ادامه مطلب

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست

چند سا ل پیش دوستم یه دفتر کاهی خوشگل بهم هدیه داد که صفحاتش خط کشی نبود و روی جلدش هم طرح ساده و زیبایی داشت تصمیم گرفتم چیزایی توی اون بنویسم که هرگز از نوشتن اونا و بعدا اگر احیانا موند بعد از مرگم...

ادامه مطلب

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

مادر مثل هوا می مونه، دائم در هوای محبت خالصانه و بدون توقعش نفس کشیدی، گاهی حتی از همه بیشتر بهش اعتماد داری بدون اینکه بفهمی و بدانی... اونقدر در این هوایی که گاهی ممکنه فراموشش کنی، تا اینکه نفست تنگ بشه از مدتی دریافت نکردنش... اگر به عقب برگردم، حددداقل تواضعم در برابرت هزار چندان میشه مادرم... +شاید شبیه ترین آغوش به آغوش خدا بعد از آغوش رسول الله و امام زمان، آغوش مادر باشه... ...

ادامه مطلب

بیت المال دور همی

مدتیه داریم چند مدل برنامه ریزی رو تلفیق میکنیم تا ان شاءالله به یک برنامه منسجم و همه جانبه برسیم برای زندگی، چندین بار ویرایش کردم و هربار نکات جدیدی دراومده، ریز و دقیق محاسبه کردم زمان ها رو و ......

ادامه مطلب

کالیبراسیون نظام نزول رحمت

هر تشکیل رابطه ای رحمتی در پی دارد، و هر قطع رابطه ای محرومیتی از رحمتی در سطح همان رابطه را در پی دارد. نمی شود با همسایه ات رابطه ی خوبی برقرار نکنی بعد بگویی بجایش دوتا دوست دیگه انتخاب میکنم و راب...

ادامه مطلب

مادرانه

کاش همه مادران می دانستند محبت به کودک از برترین اعمال مقبول است و کاش همه، اندکی در معنای «معصوم» اندیشه می کردند و میفهمیدند خانه هایی که به حضور کودک، نورانی شد مدیون برکتی است که خدا ارزانی این «م...

ادامه مطلب