حضورغیاب، صله رحم مجازی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «کاش از دلم خبر داشتی» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : نیاز و کفر نعمت از کفت بیرون کند و از گوشه ای برون آی و دلم گرفته ای دوست و دلم گرفته... و تا خود او راز میان با عنایت باشد و ملاک های پوشالی ازدواج و از گوشه ای... و کاش این دل مزده را خدا جان می داد و کاش زودتر فهمیده بودم و داغ تازه و از کجا شروع کنیم؟ و شورهایی برخاسته از شعور داشتیم و ازدواج و دارم امید عاطفتی از جناب دوست و اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است... و از ماست که بر ماست و اگر اشکال نداره باز هم «مادر» و بازهم مادر و علوم (انسان)ی-از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست و شاید سر بعضی

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت حضورغیاب، صله رحم مجازی دسترسی پیدا کنید

نیاز

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

کفر نعمت از کفت بیرون کند

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

از گوشه ای برون آی

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایت به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت تهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت چگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایت هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایت هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟ که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی نهم جبین وداع و سر سلام به پایت حسین منزوی ...

ادامه مطلب

دلم گرفته ای دوست

من میدونم اصلا و ابدا اونی که تو میخوای نبودم و نیستم. منم ببخش. این طفل رو همونطور که در امدنش کفایت جردی، در بودن و ماندن و رفتنش هم کفایت کن... جوری کفایت کن که سربلند روزگار باشه. روسپید دنیا و عقبی باشه... حفظش کم...من بلد نیستم ... نمیدونی چقدر دلم گرفته... ...

ادامه مطلب

دلم گرفته...

بعد از کرونا از این که بودیم سرد تر میشیم. روابط لین آخری ها خیلی سرد شده بود، کودکی از صفای باطن طفولیتمون گرفته تا صفای دل عمومی مردم و اینهمه ریشه ندواندن فردی گرایی، روابط گرم تر و پر رونق تر بود. کرونا اومد و ریخت بهم، بیشتر از آنچه بهم ریخته بود... خیلی دلتنگ رفت و آمد گرم و صمیمی و زلال با صافی ضمیرهای آشنایم...

ادامه مطلب

تا خود او راز میان با عنایت باشد

چرا امثال ما مذهبی های هیأتی چادری و ریشی، خیال می کنیم حزب الله ماییم و بس؟ من خیلی آدم مذهبی با این تعریف رایج که درست کردیم،دیدم کل دوروبرم مذهبی هان، خوب، بد، دروغگو، صدیق، غیبت کننده، عزتمند و دو...

ادامه مطلب

ملاک های پوشالی ازدواج

از این پسرها و خانواده هایی که تو رو با اییییینهمه پاکی و خوبی و نجابت و تحصیل کردگی، بخاطر اینکه پدرت و برادرت کارگر هستن، رد می کنن متنفرم و مطمئنم روزی تو در ازدواج بسیار فراتر از اینهاست. هیات علم...

ادامه مطلب

از گوشه ای...

به جاییم که نگو یه جاییم که نپرس... وسط دنیا وسط نقش ها وسط امتحان ها هر امتحانی که بساطش جمع میشه تاره نکته کنکوریشو می فهمم، بعضا سالها بعد... ...

ادامه مطلب

کاش این دل مزده را خدا جان می داد

برای دلم چکار کنم!؟ رلهی برای زنده شدنش میخوام، زنده شدن، زنده ها... زنده و تپنده(ط/ت؟) اصل مساله من انگار همین دله...

ادامه مطلب

کاش زودتر فهمیده بودم

بعضی چیزها رو وقتی می فهمی که دیگه همه پل های پشت سرت خراب شده... ...

ادامه مطلب

داغ تازه

دم داغدار است. داغدار می ماند اگر بر مدار باقی بماند... +دائم می گردم حرفی به زبون خودشون پیدا کنم بزنم تو دهن ناحق گوی اونها، ولی پایه ها متفاوته، مبناها متفاوته، ولی از اونجا که حق نوره و باطل در ...

ادامه مطلب

از کجا شروع کنیم؟

چقدررر موضوع دور سرم رژه می ره برای پایان نامه شدن. و چقدرررر موانع دارم برای انتخاب موضوع! حوزه ی زن و خانواده مثل شمشیر دولبه شده. روی هر مساله ای دست گذاشتن برای سوق دادن زن و خانواده به الگویی مورد تأیید اونا! منتهی باید هم آب به آسیاب اونا نریزیم، هم حق رو احقاق کنیم، یه قدم عرف و ادبیات رایج رو به آنچه حق است نزدیک تر کنیم! و چقدرررر خلأ هست در علوم انسانی......

ادامه مطلب

شورهایی برخاسته از شعور داشتیم

چند واحد منطق چند واحد فلسفه چند واحد اقتصاد چند واحد تاریخ جوامع پیشین چند واحد آشنایی با مکاتب و سیر تطور اندیشه ها و نظریه هایی که دنیا رو به تغییر کشوندن همه مون اگر پاس می کردیم، ای بسا وضع بهتر بود از الآن! نه؟...

ادامه مطلب

ازدواج

آیا این لیاقت ما در مقطع ازدواج هست که دست ما رو در دست شخصی متناسب با اون لیاقت قرار خواهد داد یا اینکه خداوند لیاقت آینده ی ما و فرزندانی که لازمه از وصلت ما به وجود بیایند رو هم در نظر میگیره؟ آیا...

ادامه مطلب

دارم امید عاطفتی از جناب دوست

سالی که من کنکور دادم همه اسباب پزشک شدن رو داشتم جز علاقه، از طرفی اصلا تجربی نبودم، بخاطر عدم علاقه، با رتبه خیره کننده مهندس شدم، مهدنسی باکلاس در جای خاص، ولی پزشکی نبود از دید همه... بعدها هم و قبل ترش حتی، انتخاب هام همه با عقل عمومی جور در نمیومد حتی الآن اون.رتبه ها، اون موقعیت های تحصیلی و شغلی همه و همه کناری رفته، منم و روزهای تکراری، با هدفی غیر طابق با عقل عمومی، با موانعی بزرگتر از حد تصورم، موانعی از جنس حود ابزارهای لازم برای پیروزی حتی!...

ادامه مطلب

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است...

مادر مثل هوا می مونه، دائم در هوای محبت خالصانه و بدون توقعش نفس کشیدی، گاهی حتی از همه بیشتر بهش اعتماد داری بدون اینکه بفهمی و بدانی... اونقدر در این هوایی که گاهی ممکنه فراموشش کنی، تا اینکه نفست تنگ بشه از مدتی دریافت نکردنش... اگر به عقب برگردم، حددداقل تواضعم در برابرت هزار چندان میشه مادرم... +شاید شبیه ترین آغوش به آغوش خدا بعد از آغوش رسول الله و امام زمان، آغوش مادر باشه... ...

ادامه مطلب

از ماست که بر ماست

شیوه های غلط مردم در تعاملات زن و مردی، بدلیل لطافت روحی جسمی زن، و استراتژیک بودن موقعیت زن، زن را بیشتر در معرض تضییع حقوق ش قرار می دهد. جنبش فمینیسم یک جنبش حکیمانه برای روشن ساختن راه درست از منبع حقایق و علم در دل غلط های مصطلح اجتماع نبوده، بلکه پناهندگی ای بوده به دامن هیچ، مثل فرار در اضطرار و از سر استیصال، از چاله به چاه افتادنی تاریخی......

ادامه مطلب

اگر اشکال نداره باز هم «مادر»

من فکر می کنم خداوند به خاطر دادن مهرمادر، ولو اینکه مادر فقط به دنیا بیاره بچه رو و (دور از جان مادران، مثل اتفاقی که داشت برای من می افتاد) از دنیا بره، بر گردن بنده اش حقی از عشق داره، که هیییچی جز...

ادامه مطلب

بازهم مادر

مفهوم مادر تعریف مفهوم مادر تعریف اینقده مهمه که مادر، آدم باشه... مهمه که مادر چی بگخ چی بشنوه چی قضاوت کنه سعادت و شقاوت بچه با دست کاری های مادر روی فطرتش رابطه تنگاتنگ داره...

ادامه مطلب

علوم (انسان)ی-از دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْوَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ+می نویسم که یادم بمونه:تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و...

ادامه مطلب

شاید سر بعضی ها باید به سنگ بخوره تا حق رو از باطل بفهمن

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْوَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ+می نویسم که یادم بمونه:تویِ دنیایِ خدا، به خاطرِ آرامش قلب و روح و حتی آرامشِ جسم خودت، بر اساس قوانین و دستوراتِ لطیف و...

ادامه مطلب

چاره ی ما ساز که بی یاوریم

الهی لا تکلنی علی نفسی طرفه عین ابدا... توی فکر کردنم تنهام نذار خدا، حل این مسأله با فکر خطا نتوان کرد. فکرم به اینکه دستش رو بگیری ببری نیاز داره....

ادامه مطلب

من آن توأم مرا به من باز مده

اللَّهُمَّ لَا تَکِلْنِی إِلَى نَفْسِی طَرْفَةَ عَیْنٍ أَبَداً وَ لَا تُحْوِجْنِی إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِکَ وَ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى طَاعَتِکَ خداوندا، هیچ گاه مرا به اندازه ى یک چشم برهم زدن به خود وامگذار و به هیچ یک از آفریده هایت محتاج مگردان و دلم را بر [انجام]طاعتت استوار بدار. ...

ادامه مطلب

از دست رفته کار...

مدت زیادیه ننوشتم، آخرین باری که نوشتم یادم نمیاد کی بود....

ادامه مطلب

با کی ازدواج کنیم

اولا: عبد باشید دوما: با عبد ازدواج کنید + اگر عبد باشید هر دو طرف پرسیدن خیلی از سوالاتی که مد شده در جلسات خواستگاری مضحک می شوند. تنها اگر عبد انتخاب کنید خوشبخت حقیقی خواهید بود، حتی اگر رفاه نسبی در زندگی تان فراهم نشود حالا حالاها، آسایش خواهید داشت و آرامش....

ادامه مطلب

لطفا رازدار باشید

عیوب همسرت رو برای هیچکس بازگو نکن. حتی برای مادرت. زن و شوهر باید رازدار هم باشن... هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنْتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ آنها براى شما (همچون) لباسند و شما براى آنها (همچون) لباس. (187بقره)...

ادامه مطلب

از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت

این استاد بزرگوار یه حرف حساب می فرمود، اینکه اگر تلاش کنی یه خصلت بدت رو ترک کنی یا یه ویژگی خوب کسب کنی کار سختیه ولی در عالم منشأ تخئلات عظیم و خوبی میشه، این سخت تره تا پیاده اربعین کربلا رفتن. ولی کسی زیر بار اولی نمی ره خیلی. راخت تر اینه پیاده بری کربلا. خب البته استاد با پیاده روی فوق العاده ی اربعین مخالفت نداشت، خودشون گروه دارن می رن. ولی از این بعد سهتش هم غافل نیستن. منتهی من حرف حساب نمی تونم الآن بفهمم. خیلی دیگه دلم کربلا خواسته... چجوری بگم... ...

ادامه مطلب

از دل خبر داری؟

روزهای پایانی مقطع پیش دانشگاهی بود. یه سری درسها بودن توی تمام ادوار زندگی که تاروپودا باهاشون ارتباط داشتم، مثلا فیزیک ریاضی و البته ادبیات. از نصایح گهربار استاد ادبیات اون مقطع به من این بود دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد به زیر آن درختی رو که او گلهای تر دارد ما سرخ از خجالت همچو کسان بی گنه روی به آسمان کردیم که استادا! منظور شریفتان چیست؟ فرمودند یعنی با اهل دل ازدواج کن دخترم... خوب منو شناخته بودند. دل من خوب می تپید، تمام قد آماده بود. و دل جای خوبیست......

ادامه مطلب

ای تو به من از همه کس خویش تر

تو شاهد تک تک لحظات زندگی منی. هر تصمیمی که می می گیرم از ابتدای تشکیل علل و عواملش رو می دونی و می بینی و بهش احاطه داری تا تبلور حاصل اون. خدایا، کاستی های فراوان این پروسه ها رو می سپارم که خودت برام رفع کنی. آخه من خیلییییی به کمکت نیاز دارم، و خیلیییی به جز تو کسی رو ندارم که این حجم از کمک رو با این خوبی و اینقدر حکیمانه بهم بده. من لی غیرک...

ادامه مطلب

حضورغیاب، صله رحم مجازی

کی هنوز داره اینجا رو می خونه؟...

ادامه مطلب