حضورغیاب، صله رحم مجازی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «که او از دل خبر دارد» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : جام می و خون دل و اوج باید گرفت و یا دلیل المتحیرین و برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی و نیاز و کفر نعمت از کفت بیرون کند و از گوشه ای برون آی و دلم گرفته ای دوست و مهدی ای که من شناختم... و مخاطب خاص دارد. نخوانید مطلقا و مخاطب خاص دارد، شما نخوانید و رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند و دلم گرفته... و دلتنگی و تا خود او راز میان با عنایت باشد و ملاک های پوشالی ازدواج و باور کردنی نیست و قلب ها را بود آیا که عیاری گیرند و همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد... و ا

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت حضورغیاب، صله رحم مجازی دسترسی پیدا کنید

جام می و خون دل

آیت الله میلانی فرموده بودند که شیعه روز بگذره و حرفی با صاحب الامر نداشته باشه زشته...یه درد دلی بکنید لااقل... جناب آقای صاحب الامر سلام علیکم من باب درد دل عرض می کنم با وکیل قرار دادن آیت الله میلانی... من واقعا دست به دامن شما میشدم اگر میدیدمتون. حالا هم که نمی بینمتون بازم تقاضا دارم دستم رو به دامن خودتون انداخته ببینید. نیازمند کمک ولی الله هستم. یک شرایط پند مجهولی خفنی شده. شما سال کنکور و سالهای بعد می دیدین من با مسایل دشوار ریاضیات و فیزیک و مدار و الترونیک چقدر عمیق و دقیق دست به یقه بودم و چقدر خوب تلاش می کردم و حل می کردم. انتگرال بود مشتق بود هرچیز خفنی بود حل می کردم. ولی مسایل زندگی و بندگی و ... خودتون میبینید و میدونید. من باب درددل کلیات رو میگم فقط به جزییات بیاید نگاه کنید از آه روی قلب که اشک میشه به جزییات نظاره بفرمایید... ناتوان از حل این مساله ی پیچیده به ا...

ادامه مطلب

اوج باید گرفت

یه چیزی ته قلبم میگه نه، نشد. نباید اینطوری می شد... میگه گناه من گردن توئه... تو حواست نبود مراقب نبودی... باید بالاتر پرواز می کردی... توی این ارتفاع کم مضمحل میشم من ...

ادامه مطلب

یا دلیل المتحیرین

من وقت ندارم خدا... که بگردم دنبال سربه هوایی و آزمون و خطا... این هم انصافا سوال سختی است... نه میتوان ننوشته برگه را داد، نه امیدی به پاسخ صحیح نوشتنم دارم... در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود. .. از گوشه ای برون آی ای کوکب هدایت... +چند کودک بدون مادر شود؟ چند کودک وحشت کند؟ چند کودک گم شود؟ قلب استخوانی ما خون شد، شکست، خواب از چشم ما گرفت. این وحشی ها بدون قلب خلق شده اند؟ مادر ها می دانند درجه ی نیاز کودک به مادر به قدری بالاست که وجود مادر و نبود مادر مرگ و حیات است برای قلب و احساسات پیوند خورده ی او به مادر... مگر ملایکه از بی مادر شدن کودکان گریه نمی کنند؟ ملایکه به جوشش خلق زمان زیادی باید سپری شود و همچنان خون کودک ریخته خواهد شد، به اشک شما نیل جاری شود، بشکافد و فرعونیان بلعیده شوند،.. دست کودکتان را در دست بگیرید، لمس کنید، ببویید، ببوسید،،، به صدایش گوش بدهید، به چشمانش...

ادامه مطلب

برای تو که هنوز نمی توانی بخوانی

سلام میوه ی جانم. خبر نداری مادر... نمی دانی چقدر دوستت دارم... چقدر دعا کردم برایت، قبل آمدنت ، حین امدنت، و پس از آن و گمان می کنم علی الدوام دعاگوی تو باشد دل عاشقم. گفتم عشق، و تو عشق را نخواهی دانست که چیست جز آن زمان که در معجزه اش غافلگیر شوی... این عشق نه از آن عبارات لوس و لوث و نخ نمایی است که هوسبازان مگس صفت، از آن می گویند و  عرض خود می برند و زحمت ما می دارند... بدون شک این عرصه ی سیمرغ است. و این عشق شمه ای از داستان عشق شورانگیز خالق به مخلوق است که چون مرا به والدی برگزید جریانی از خلیفه الهی به سوی من روان کرد به نام مادری و قلب مرا از چیزی از جنس عشق خودش مالامال کرد نسبت به تو... تو نه کمی، نه گمی.. تو ارزشمندی، بسیار بیشتر از آنکه بخواهی به آب و رنگ و خال و خط دنیا فریفته شوی... گرانبهاتری از اینکه خود را به چیزی کمتر از ذات اقدس اله بفروشی... و این شعار نیست... ا...

ادامه مطلب

نیاز

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

کفر نعمت از کفت بیرون کند

"بســـمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم"عَسَى أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَعَسَى أَنْ تُحِبُّوا شَیْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَکُمْوَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ ...

ادامه مطلب

از گوشه ای برون آی

کجاست بارشی از ابر مهربان صدایت که تشنه مانده دلم در هوای زمزمه هایت به قصه ی تو هم امشب درون بستر سینه هوای خواب ندارد دلی که کرده هوایت تهی است دستم اگرنه برای هدیه به عشقت چه جای جسم و جوانی که جان من به فدایت چگونه می طلبی هوشیاری از من سرمست که رفته ایم ز خود پیش چشم هوش ربایت هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی کنند رهایت دل است جای تو تنها و جز خیال تو کس نیست اگر هر آینه ، غیر از تویی نشست به جایت هنوز دوست نمی دارمت مگر به تمامی؟ که عشق را همه جان دادن است اوج و نهایت در آفتاب نهانم که هر غروب و طلوعی نهم جبین وداع و سر سلام به پایت حسین منزوی ...

ادامه مطلب

دلم گرفته ای دوست

من میدونم اصلا و ابدا اونی که تو میخوای نبودم و نیستم. منم ببخش. این طفل رو همونطور که در امدنش کفایت جردی، در بودن و ماندن و رفتنش هم کفایت کن... جوری کفایت کن که سربلند روزگار باشه. روسپید دنیا و عقبی باشه... حفظش کم...من بلد نیستم ... نمیدونی چقدر دلم گرفته... ...

ادامه مطلب

مهدی ای که من شناختم...

اشنایی من با شما به کودکی ام و روز های جمعه و نیمه شعبان ها و رودخانه ی زهره برمیگرده، به نامه هایی که اونجا برای تو می انداختم. ای بی نیاز از من، ای کسی که من به درک ساحت تو قدم نمی رسه. ای کسی که از دم مسیحایی تو دل های مرده زنده شدند...  عقل من فراتر از انچه خوندم و شنیدم به شهودی نرسیده. نیازمند کمک هستم. برای این امر شما رو میشناسم. سبب المتصل بین الارض والسما... خدا هم و غم رو از ما به واسطه ی شما بر میداره. چه کنم... استدعا میکنم به کرم و لطف خودتون ذنوبی که بین من و خدا هست رو یک جوری رفع و رجوعش کنید. نسخه ی اشفته ی دیوان عمر من اگر اشفته و خط و املا و انشا غلط بخواد باقی بمونه من چکار باید بکنم؟ نمیخوام غلط بکنم بعد فلسفه بافی کنم که چنین و چنان... از غلط کردن مصونم کن، حد شعور من امروز که در اضطرار و استیصالم، اینه، بی ادبی تلقی نکنید این سطح شور رو، از این شعور منبعث شد...

ادامه مطلب

مخاطب خاص دارد. نخوانید مطلقا

سلام. من دلم گرفته. کسی نمیفهمه. حق به من داده نمیشه قطعا. حکم و حاکم و علم و عالمی در دسترس نیست. لازمان و لامکان رو درک می کنید. وقتی یک من روسیاه اینقدری ارزش دارد در عالم هستی که هر هفته پرونده ی بی ستاره اش به دست شمای قطب عالم امکان بیافتد لابد نامه اش  هم می افتد پس ای فرشتگانی که این نامه ها را بالا می برید و پایین می آورید جواب را، این نامه را به دست کسی برسانید که اگر ببینمش دست از دامنش برنخواهم داشت و دریا دریا اشکی که از آه دلم برخواسته به دامنش خواهم ریخت... به او برسانید پیام استغاثه ی این مضطر را. عریضه ی این ماموم کز کرده در کنج بی پناهی را... برسانید تا بخواند. یا ولی الله! ان بینی و بین الله عزوجل ذنوبا لا یاتی علیها الا رضاکم...پس به حق من ائتمنکم علی سره و استرعاکم امر خلقه... به حق همان کسی که سرش از شما پوشیده نیست و امر خلقش در پیشگاه چشمان شما مکشوف است؛ هزار...

ادامه مطلب

مخاطب خاص دارد، شما نخوانید

اگر بعد از گذر یک، دو، سه سال، و یا سال های بیشتر، هنوز نتوانسته باشم حقیقت برخی آیات (مثل این آیه: «وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ») رو بفهمم با امروز و دیروز چه فرقی خواهم داشت! لطفا علائم حیاتی نشانم بده آن عباد الرحمان هایی که منزلشان منور به نور قدوم شما میشود وضعشان خوب است. بین خوبتر و خوبترتر شدن در انتحابند.  من اما نای ندارم، به تلذی افتاده دلم... معجزه دست اینهایی که دورو برم می بینم نبود. معجزه در نگاه شماست خدایی ضایع عالم و آدمیم ما اگر نگاه مون نکنی و نشون ندی نگاه کردن و توجه داشتن تو میتونه از فرش به عرش ببره   ...

ادامه مطلب

رحمت کند خدا هر آنکه را فاتحه ای بخواند

دلم گرفته برای زهرا دوستم که مادرش توی آی سی یو در اغماست دوستی که با گریه گفت التماس دعا لطفا دعا بفرمایید دیگه نیازمند فاتحه های شماییم... ...

ادامه مطلب

دلم گرفته...

بعد از کرونا از این که بودیم سرد تر میشیم. روابط لین آخری ها خیلی سرد شده بود، کودکی از صفای باطن طفولیتمون گرفته تا صفای دل عمومی مردم و اینهمه ریشه ندواندن فردی گرایی، روابط گرم تر و پر رونق تر بود. کرونا اومد و ریخت بهم، بیشتر از آنچه بهم ریخته بود... خیلی دلتنگ رفت و آمد گرم و صمیمی و زلال با صافی ضمیرهای آشنایم...

ادامه مطلب

دلتنگی

ای گذشته ای که بر نمی گردی، با خودت تمام دوستانم را بردی... شهید درمانی های پنجشنبه بهشت زهرا زیارت شاه عبدالعظیم ها خدیجه رفت بوشهر، در حیاطشان را که باز میکند موج پشت موج دریا به استقبالش می آید زهرا اصفهان است داغ بزرگی روی دل بزرگش دارد موقعی که خدیجه داغ دار شد من تازه از مرگ برگشته بودم، نشد سراغش بروم زهرا هم با کرونا ... دلم تنگ شده تنگ تنگ ما را به سخت جانی خود این گمان نبود ...

ادامه مطلب

تا خود او راز میان با عنایت باشد

چرا امثال ما مذهبی های هیأتی چادری و ریشی، خیال می کنیم حزب الله ماییم و بس؟ من خیلی آدم مذهبی با این تعریف رایج که درست کردیم،دیدم کل دوروبرم مذهبی هان، خوب، بد، دروغگو، صدیق، غیبت کننده، عزتمند و دو...

ادامه مطلب

ملاک های پوشالی ازدواج

از این پسرها و خانواده هایی که تو رو با اییییینهمه پاکی و خوبی و نجابت و تحصیل کردگی، بخاطر اینکه پدرت و برادرت کارگر هستن، رد می کنن متنفرم و مطمئنم روزی تو در ازدواج بسیار فراتر از اینهاست. هیات علم...

ادامه مطلب

باور کردنی نیست

امروز یه خاطره ای یادم اومد که تا امروز یادم نیافتاده بود، زندگی چه امتحان سهل و ممتنعیه. باور کنم خواسته باشی بنده ت گم و گور بمونه توی این مسیر؟...

ادامه مطلب

قلب ها را بود آیا که عیاری گیرند

تالیف قلوب کار خداست، اینکه من مدتهاست کوشیدم ولی عقل و مسیر کوششم یارای رساندنم به منزل الفت رو نداشتند، مقوله ی دردناکیست... مفتاح قلوب دست خداست، کلید قلب ها چطور؟ ...

ادامه مطلب

همای اوج سعادت به دام ما افتد، اگر تو را گذری بر مقام ما افتد...

اینجا را می خوانی؟ (اگرچه خواندن تورا ندارد.) تولدت مبارک به دعای تو نیازمندم، بسیار زیاد، بسیار زیاد، در حد پدری مه کنارم نیست به حمایتت نیازمندم، درحد مادری که کنارم نیست نیازمند محبت و راهنمایی ات ...

ادامه مطلب

از گوشه ای...

به جاییم که نگو یه جاییم که نپرس... وسط دنیا وسط نقش ها وسط امتحان ها هر امتحانی که بساطش جمع میشه تاره نکته کنکوریشو می فهمم، بعضا سالها بعد... ...

ادامه مطلب

کاش این دل مزده را خدا جان می داد

برای دلم چکار کنم!؟ رلهی برای زنده شدنش میخوام، زنده شدن، زنده ها... زنده و تپنده(ط/ت؟) اصل مساله من انگار همین دله...

ادامه مطلب

افطاری متفاوت

نزدیک اذان یه مشت توت خشک و خوراکی دستش بود به منم تعارف کرد، گفتم مامان من روزه ام نمی تونم قبل از اذان چیزی بخورم، بعد از اینکه روزه رو براش شرح دادم، گفت وقتی اذان بگه می تونی بخوری از این توتا؟ صد...

ادامه مطلب

زآن پیشتر که عالم فانی شود خراب

بیدارم کن بگو همه اش خواب بوده است، بگو یک بار دیگر فرصت داری از نو بنویسی، با عقل پخته ی کامل، با قلب خاشع سلیم......

ادامه مطلب

فرزندانی به دنیا بیاورید که خواب را بر دشمنان خدا زهر کنند

لطفا، تا دلهایتان داغدار است، از خدا بخواهید به همه ی مان فراتر از فراتر از لیاقتمان، فرزندانی بدهد که هریک از آنها به تنهایی خار در چشم دشمن بشوند و خواب را بر دشمن کابوس تلخ پریشان کنند....

ادامه مطلب

معادلات متفاوت

پقتی خبر را خواندم، کسی را ندیدم تا احساساتش در من القایی ایجاد بکند، شوکه شدم، خشمگین شدم، اشکم درآمد، نفرت در من شعله کشید. مادرم از در آمد، نمی دانم چرا، به او گفتم خبر را، دو دستی به سرش کوبید، خش...

ادامه مطلب

داغ تازه

دم داغدار است. داغدار می ماند اگر بر مدار باقی بماند... +دائم می گردم حرفی به زبون خودشون پیدا کنم بزنم تو دهن ناحق گوی اونها، ولی پایه ها متفاوته، مبناها متفاوته، ولی از اونجا که حق نوره و باطل در ...

ادامه مطلب

از کجا شروع کنیم؟

چقدررر موضوع دور سرم رژه می ره برای پایان نامه شدن. و چقدرررر موانع دارم برای انتخاب موضوع! حوزه ی زن و خانواده مثل شمشیر دولبه شده. روی هر مساله ای دست گذاشتن برای سوق دادن زن و خانواده به الگویی مورد تأیید اونا! منتهی باید هم آب به آسیاب اونا نریزیم، هم حق رو احقاق کنیم، یه قدم عرف و ادبیات رایج رو به آنچه حق است نزدیک تر کنیم! و چقدرررر خلأ هست در علوم انسانی......

ادامه مطلب

زان پیشتر که عالم فانی شود خراب، مارا به جام باده ی گلگون خراب کن

اساسا آدم ها دو دسته ان: اونهایی که به نیازهای اساسی خودشون در مسیر رشد و کمال عالم هستند و اونهایی که به این نیازهایی که گفتیم عالم نیستن حالا دسته ی اول خودشون دوگروه میشن؛ اونهایی که به علم شون عمل...

ادامه مطلب

دلتنگی و آشفتگی

مادر ویژگی های خوب بسیاری داشته از ابتدا، مثلا نظم، هر از چندگاهی هر گوشه کمد و کشو و کنجی رو بهم می ریختن تا دور ریختنی ها رو دور بریزن. من بچه بودم و در اصل نا بالغ و لاجرم ناعاقل به حد مکفی(همچنان ...

ادامه مطلب

شورهایی برخاسته از شعور داشتیم

چند واحد منطق چند واحد فلسفه چند واحد اقتصاد چند واحد تاریخ جوامع پیشین چند واحد آشنایی با مکاتب و سیر تطور اندیشه ها و نظریه هایی که دنیا رو به تغییر کشوندن همه مون اگر پاس می کردیم، ای بسا وضع بهتر بود از الآن! نه؟...

ادامه مطلب